السيد جعفر السجادي
454
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
جلديه ، بلور ، آب ، آهن هر يك مظهرى براى صور مبصرهاند و حاسهء سمعيه ، ذوقيه ، شميّه ، لمسيّه هر يك مظهر محسوس است و مظهريت آنها از اين جهت است كه ذات آنها حاكى از صورى است كه مظهر آنها مىباشند پس مرآت بودن آنها از حيث ذات و وجودشان نمىباشد و حيث مرآت بودن آنها به جز حيث ذات آنها است هر گاه توجه به ذات مرآت شود كه از باب مثال آهن يا شيشه باشد اين توجه انسان را از ملاحظه صورى كه در آن هست محجوب مىدارد و توجه به مرآت بودن آن ندارد . از اين رو است كه عارفان كامل همواره اشياء را از لحاظ مرآت بودن مشاهده مىكنند و اصولا در هر چيزى حق را و صفات او را بينند و نه اشياء را . و روشن شد كه هيچ امرى شناخته نشود مگر به شناخت موجد و خالق آن ، پس درست است كه علم به علت معين مستلزم علم به معلول معين است و اما علم به معلول معيّن مستلزم علم به علت معين نيست تنها موجب علم است به وجود مطلق علت . ملا صدرا گويد : اختلاف انظار در شناخت حق بازگشت مىكند به اختلاف انحاى شهود آنان از تجليات الهى و بسته به مراتب كمال مردم است و مقدار تجردى كه حاصل كردهاند هر كس به اندازه كمال تجردش حقايق را از مبدأ فياض دريافت مىكند همه جدالها و انكارها از اين جا ناشى مىشود . زيرا هر كس حق را مشاهده نكند مگر به توسط وجود خاص خودش و آن را نشناسد مگر به وسيله هويت ويژه خود و از حق براى او ظاهر نشود مگر همان كه در مرآت ويژه او تجلى كرده است پس هر يك از قوتها به نفسه محجوب از حقاند و افضل از ذات خود را نبينند ، همانطور كه ملائكه در حق آدم ابو البشر نزاع كردند و مانند عقل و وهم كه هر يك مدعى سلطه بر آن دگر است به همديگر اذعان ندارند . عقل مدعى است كه محيط به ادراك حقايق است . به حسب قوهء نظرى خود در حالى كه درست نيست و او به واسطه قواى فكرى به جز مفاهيم چيزى ديگر درنيابد ، مفاهيم ذهنى و لوازم هويات وجودى را و نه حقايق خارجى را و نهايت شناخت عقل مادام كه در مقام فكر است اين است . بالجمله ادراك او اين است كه او را خدايى است منزه از نقصها و لكن محجوب از شهود حق و مشاهده تجليات ذاتى و ظهورات تفصيلى او است و محجوب از نفوذ نورش در اقطار عوالم است و همينطور وهم كه مدعى سلطنت است و عقل را در تمام دريافتهايش تكذيب مىكند . و ملا صدرا گويد : اما انسان كامل آن كسى است كه حق را مىپذيرد و به واسطه نور حق به تمام تجليات رهبرى مىشود ، انسان كامل را از آن روى عبد اللَّه ناميدهاند كه حق را در تمام مظاهر امريه و خلقيه ، مشاهده مىكند . معاد جسمانى - يكى از مسائل مشكل مورد بحث فلاسفه و متكلمان ، مسأله معاد است يعنى بازگشت و زنده شدن اجساد در روز حشر . مشكل اساسى در اين مبحث اين است كه چگونه اجساد فانى و تباه شده كه هر جزئى از اجزاى آن در گوشهاى از اين دنيا پراكنده است مجددا با همان وضعى كه در اين دنيا داشته است زنده شود و مورد عقاب و پاداش اعمال خود كه در اين دنيا انجام داده است واقع شود در حالى كه مذاهب عمدتا قايل به اين امراند و يكى از